تبليغاتX
وبلاگ اختصاصی فرج اله سلحشور

آیا ماهیت امریکا تغییر کرده است؟! 

آیا امریکا ماهیت عوض کرده؟ آیا خوی استعماری و جنایتکارانه خود را تغییر داده است؟ آیا امریکا در صدد ترویج و تحمیل فرهنگ خود از طریق رسانه ها بخصوص فیلمسازی ، به همه دنیا نیست؟ آیا صنعت فیلمسازی دنیا در دست صهیونیست ها نیست؟ آیا ماهیت فیلمسازی امریکا با ماهیت خود امریکا متفاوت است؟

اینها سوال هایی است که پاسخ آن را همه مردم دنیا از جمله مردم کشور اسلامی و انقلابی ما می دانند. اما مسافران خانه سینمایی نمی دانند . آنها مردم دنیا و این مرز و بوم را نادان تصور کرده اند این آقایان یا دست در کاسه سردمداران صهیونیست هالیوود دارند یا آمریکایی بودن و آمریکایی فکر کردن و آمریکایی فیلم ساختن را عیب  نمی دانند.

آیا مسئولین خانه سینما نمی دانند که فیلمسازی آمریکا بازوی فرهنگی و ابزار تحمیل و ترویج فرهنگ غرب به جهان و مهمترین وسیله تهاجم فرهنگ غرب به این کشورهای اسلامی و جهان است؟

این اهالی خانه سینما ، این میهمانان امریکا، آیا سینمای امریکا را وسیله تهاجم فرهنگی نمیدانند؟ آیا نظر مقام معظم رهبری در مورد تهاجم فرهنگی به ایران به سردمداران امریکا را قبول ندارند؟ چه شده که سینماگران ما با سربازان فرهنگی امریکا نرد عشق می بازند و نام آن را یک معادلۀ فرهنگ و سفر صنفی می خوانند و از مردم و مسئولین هم توقع دارند چشم بر هم نهند و خود را به حماقت بزنند و این خیانت و وابستگی آشکار و این رفیق دزد و شریک قافله بودن را نادیده بگیرند؟

نکته عجیب و دردناک این سفر را بشنوید؛ خبرها حاکی از آن است که این میهمانان ینگه دنیا و کعبه امریکا در کشور میزبان، با بی مهری و بی محلی روبه رو شده اند. به سختی سالنی برای پخش آثار خود پیدا می کنند و از کشور میزبان ، تماشاگری به دیدن آثارشان نمی آید ، به سختی سعی می کنند بعضی از ایرانی های ساکن آمریکا را با التماس برای دیدن فیلمها خبر کنند و در نهایت تعداد تماشاگران و مسافران اهالی خانه سینما به انگشتان دو دست نمی رسد که با یک دستگاه ویدئو پروژکشن فرسوده در عزلت و غربت در یک سالن کوچک به تماشای فیلم های خود می نشینند و جالب این که در گزارش سفر خود از استقبال بی سابقه و محبت های بی شائبه فیلمسازان شریف و هنرمندان فرهیخته امریکای عزیز!!!! دم می زنند و در صدد امضای تفاهم نامه و تولید فیلم مشترک با امریکا هستند!!! این پیروزی و این فخر بزرگ همکاری با امریکای عزیز!!!! بر همه مسافران معبد امریکا مبارک باد.!!!

نوشته شده توسط جعفرى در یکشنبه دهم آبان 1388

لينك مطلب

شقشقیه

مسئولین این مملکت تسلیم شده اند. آنها پذیرفته اند که توان مبارزه با هجمه فرهنگی هنری دشمن را ندارند. آنها سینما و تلویزیون را با همه مفاسد خانمان بر اندازش پذیرفته اند و امید خود را از دست داده و تلاش خود را در جهت اصلاح وضعیت موجود متوقف کرده اند. بعضی از مسئولین این مملکت نه تنها تسلیم که از وضعیت فرهنگی هنری موجود ، حمایت هم می- کنند. این جای تأسف است تا  جایی که حتی بعضی از اعضای بیت رهبری هم این وضعیت را پذیرفته و از بعضی عناصر ناباب در تلویزیون حمایت بی قید و شرط می کنند و چشم را بر روی مفاسد آدمی مثل  « مهران مدیری » و دار و دستۀ او بسته اند و یار غار او در شبکه 3 شده اند و بعضی از اعضای بیت رهبری پای امثال « شریفی نیا » و غیره را به آن مکان مقدس باز کرده اند و از امثال او حمایت می کنند و یا رئیس جمهور به اشاره معاونش از « گلزار » که قانوناً و از طرف مسئولین حکومتی ممنوع الکار شده است حمایت می کند یا مسئولین ارشاد به فیلم هایی مجوز می دهند که سال ها به خاطر اشکالات محتوایی توقیف بوده اند.

مسئولین این مملکت رابطه هنرمندان را با سازمان سیا با سازمان سورس با سفارت انگلیس می بینند و دم نمی زنند. مسئولین این مملکت می بینند که تلویزیون و سینما بنیاد خانواده و اجتماع را از هم پاشیده اند اما سکوت می کنند. روحانیت، فساد علنی سینما و تلویزیون را می بینند و سکوت کرده اند. آنها می بینند که فحشا بیداد می کند و می بینند که این فحشا به خاطر بعضی دستورات و احکام اسلام است اما اقدامی نمی کنند. در این شرایط یا باید فریاد زد که اقدامی بر علیه مملکت است و دشمن از آن بهره برداری می کند یا باید با جریان موجود همراه شد و نان به نرخ روز خورد و دم فرو بست یا باید سکوت کرد. که این از حقیر بر نمی آید . از خداوند می خواهم که مرگ مرا برساند که شاهد این همه فساد و انحراف در محیط فرهنگ و هنر این مملکت نباشم.

نوشته شده توسط جعفرى در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388

لينك مطلب

خدمت همه عزیزانی که در این وبلاگ مطلب می نویسند اعم از موافق یا مخالف سلام عرض می کنم. از شما عزیزان یک سوال دارم . دوست دارم نظرات خود و دوستانتان را در پاسخ بنده برایم بنویسید. آیا دو زن داشتن حضرت یوسف (ع) بد آموزی داشت؟ آیا شما را ناراحت کرد؟ بعضی از طرفداران فمنیست ما را متهم می کنند که قصد ترویج چند همسری را داشته ایم. نظر شما عزیزان در این باره چیست؟

نوشته شده توسط جعفرى در چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388

لينك مطلب

از عزیزانی که با لطف خود ما را شرمنده می کنند بسیار سپاسگزارم. اگر کمتر پاسخ محبت هایشان را می دهم از آن جهت است که به بیماردلان سینما و مطبوعات امکان بهانه جویی نداده باشم و آنها اینگونه گمان نکنند که بنده شیفته تعریف و تمجید ها هستم. امید است که بنده را عفو کنید.

نوشته شده توسط جعفرى در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388

لينك مطلب

توجه:

از همه خواهران و برادران عزیز عذرخواهی میکنم. بنده بعد از این، دیگر پاسخی به نظرات نمیدهم، مگر در موارد ضروری. زیرا که وقت بسیاری از بنده میگیرد. امیدوارم که دوستان ، بنده را ببخشند. از طرفی امثال شعبون استخونی یک آدم بیکار است که فقط میخواهد تمام روز و شب را وب گردی و بحث کند. بعضی از این آدمها به دنبال ایراد گیری هستند نه قانع شدن! دیدید که شعبون خیلی ساده لوحانه خودش را لو داد وگفت : تشبیه دهان چاه به دهان اژدها اصلا دیالوگ سریال نیست و او از خودش ساخته است. نظیر این دروغها را در همه جا شعبون گفته است. منابعی که برای آمار میدهد همه دروغ است. سایه روی دیوار ، وزن تابوت ، جا به جا شدن یوسف و زلیخا و .... همه دروغهای مکرری است که شعبون از خودش در آورده است. چون به دروغ ، مطالبی را ساخته پس بنا ندارد قانع شود. من و شما چندین بار پاسخ داده ایم اما او مثل آدمی که خودش را به خواب زده باشد بیدارش نمیتوان کرد. قانع نمیشود چون این دروغها را برای قانع شدن نگفته است. از شما خواهش میکنم اجازه ندهید این وبلاگ محل تاخت و تاز امثال این آدم ها شود. شما عوامل سینما را نمی شناسید. شأن شما بالاتر از این است که با اینان دهان به دهان شوید. موفق و موید باشید...

نوشته شده توسط جعفرى در پنجشنبه پنجم دی 1387

لينك مطلب

جناب 202 : یقین بدان که رهبری این کشور اسلامی و علمای بزرگ و مراجع عظام بیش از شما می دانند و قرآن را هم بهتر و بیشتر از شما می فهمند. ای کاش می دانستی جماعتی که گفتند حسبنا کتاب ا... چه فرقه ای بودند و چه بر سر اسلام آوردند. بنده ادعا ندارم که فیلم بی عیبی ساخته ام اما در عجبم که چگونه امثال تو در برابر این همه آثار ضعیف و بد آموز و ضد قرآن و اهل بیت سکوت می کنند اما به یک اثر مذهبی که می رسند ، صدای وا اسلامایشان بلند می شود. اگر چه تردید دارم که با امثال تو برادر باشم اما با اکراه می گویم "برادرم" ، اگر امام در اوائل انقلاب از حرمت موسیقی و مقاومت در برابر موسیقی مبتذل سخن گفتند در اواخر عمرشان موسیقی غیر مطرب را برای آنان که تأثیر منفی نگیرند مجاز شمردند. بنده سی سال در وادی هنر بوده ام اما به لطف خداوند یک لحظه با جریان موجود همراه نبوده ام. به جای دقت در زیر گردن و جوراب زنان و برجستگی بدن آنان به کلیت مجموعه بنگر و ببین جامعه چه تأثیری می گیرد و چه برداشتی دارد؟

به نظر شما بهتر نیست که من هم آثار کنار ویلایی و دریایی و دختر و پسری بسازم؟ !! بهتر نیست یوسفی دیگر بسازم و فقط به بعد عشقی آن بپردازم؟! جناب 202 : این ره که تو می روی به ترکستان است ... در نهایت یا به راه طالبان ختم می شود یا به وهابیت عربستان یا به انجمن حجتیه و یا خوارج نهروان..

خداوند مردم را از شر مسلمانان عجیب الخلقه و نا موزونی چون شما حفظ کند.

نوشته شده توسط جعفرى در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387

لينك مطلب

 ۲۰۲ عزیز:  شیعه تابع نظرات علما و آیات عظام است و هر کس خود را فراتر از آنان بداند به بیراهه رفته است، لطفاً نظرات آیات عظام : جوادی آملی ، مکارم شیرازی ، مقتدایی را در خصوص سریال از سایت سیما فیلم بخوانید.

آقای "فرهاد" ضمن تشکر از حمایت و محبت شما استدعا دارم دیگر مطلبی به جانبداری از حقیر ننویسید، بعضی گمان می کنند که ما با یکدیگر نسبتی داریم.

از خواهر خوبم مهدیس، سحر، مریم، فائزه و آقای" بابک " تشکر می کنم و التماس دعا دارم، دعا کنید خداوند توفیق بدهد کارهای بهتر با اشکالات کمتری انجام بدهم.

از انتقادهای "  زهرا، الهام ، لواءالزینب و یوزارسیف "هم تشکرمی کنم و امیدوارم کارهای بعدی را بهتر انجام بدهم . در ضمن باید عرض کنم اخلاق و رفتار شما منتقدین ، در این مدت برای من بسیار سازنده و عبرت انگیز بود.

نوشته شده توسط جعفرى در شنبه نهم آذر 1387

لينك مطلب

با سلام خدمت مخاطبین عزیز وبلاگ

از دوستانی که نظرات ارائه می فرمایند اعم از موافق یا مخالف  استدعا می شود رعایت ادب و اخلاق را بفرمایند.

نوشته شده توسط جعفرى در پنجشنبه دوم آبان 1387

لينك مطلب

fs

نوشته شده توسط جعفرى در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387

لينك مطلب

بسمه تعالی

طرح اولیه ی مجموعه یوسف پیامبر(ع) در دوازدهم فروردین 76 نوشته شده و در همان سال هم خلاصه ی 28 قسمتی سریال در 28 صفحه تقدیم شبکه ی دو شد که مسکوت ماند . در سال 78 به دعوت آقای لاریجانی بنده قرارداد نگارش این سریال را با سیما فیلم بستم و از اول 79 تحقیق و نگارش آن به طور جدی آغاز شد. ابتدا با آقای منصور براهیمی استاد مسلم ادبیات نمایشی به عنوان مشاور مذاکره کردم که ایشان پذیرفتند و یک گروه تحقیق متشکل از آقایان ناصر غریب شاه ، آقای دکتر محمد قاسمی ، آقای علی داروور مترجم و محقق و حاج آقا محمد لنکرانی را دعوت به کار کردیم و هم زمان طرح اولیه مورد نقد و نظر و بازنگری قرار گرفت و سعی در دراماتیزه کردن و ایجاد جذابیت های نمایشی بدون دخل و تصرف در آیات و روایات و تاریخ صورت گرفت. خلاصه ی هر قسمتی که نوشته می شد یک روز در میان در هفته سه روز در حضور مشاور هنری آقای براهیمی و مشاوران مذهبی خوانده می شد وهم از نظر هنری مورد نقد و بررسی قرار می گرفت هم از نظر تطبیق با تفسیر و روایات.

لیست اسامی گروه تحقیق و نگارش :

نویسنده : فرج ا... سلحشور

مشاور ادبیات نمایشی: منصور براهیمی

مشاوران مذهبی : دکتر محمد قاسمی ، دکتر مهدی غفاری ، آقای لنکرانی

گروه تحقیق : مصطفی غریب شاه و علی داروور

گروه نقد و بررسی: قربان محمد پور ، اسرافیل علمداری ، علیرضا اسحاقی ، عباس طهماسبی ، غلامحسین دریانورد.

سریال یوسف پیامبر (ع) فاقد تحقیقات کافی است؟!!

گروه تحقیق تمامی تفاسیر شیعه را که به زبان فارسی بود استخراج و صحافی کردند و در اختیار نویسنده قرار دادند. تفاسیری از شیعه که به زبان عربی بود ترجمه شد و آنها هم به مجموعه ی تحقیقات اضافه شد . کتب روائی گوناگون و تاریخ و قصص الانبیاء به تعداد زیاد که لیست آنها در ذیل آمده تهیه و در دسترس نویسنده قرار گرفت. یکی از منابع تحقیق ما متون خارجی و اسطوره های مشابه داستان حضرت یوسف (ع) د ر ملل گوناگون بود که نزدیک به چهارصد صفحه ترجمه ی عربی و انگلیسی از اینترنت ترجمه شد.

مقطع تاریخی زندگی آمن هو تپ سوم و چهارم و سلسله تات موزیس ها از کتابخانه های مصر (الازهر) و لور پاریس بررسی و ترجمه شد. کتابهای زیادی از آثار باستانی مصر و تصاویر و مطالب تاریخی تهیه و ترجمه شد.

1

( سلسله تات موزیس ها مقطعی از تاریخ مصر است که حضرت یوسف(ع) در زمان چهارمین پادشاه از آن سلسله در زمان آمن هو تپ چهارم (آخناتون) به صدارت مصر رسید.) این مقطع کاملاً بررسی و اوضاع آن زمان از ابعاد گوناگون فرهنگی ، نظامی ، سیاسی ، اقتصادی ، کشاورزی و سلسله مراتب حکومتی و مسائل دربار مصر و مومیایی گری و غیره بررسی و علت وجودی واقعه ی یوسف (ع) در آن مقطع بررسی شد. یعنی باید نیاز علت حضور حضرت یوسف(ع) در مصر و مسائل و مشکلات موجود در مصر بررسی می شد تا علت بسیاری از مسائل و حواد ث روشن می گردید .

2

.مجموعه ی تحقیقات حضرت یوسف(ع) هشت هزار صفحه مطلب فشرده :

- تحقیق و تفسیر سوره ی حضرت یوسف(ع) ازتمامی تفاسیر شیعه.

-تحقیق داستان یوسف و یعقوب (ع) از تمام قصص ها ، تاریخ های انبیاء و داستانهای پیامبری

-تحقیق داستان یوسف و یعقوب (ع) از تاریخ های طبری یعقوبی ، بیهقی. کامل این اثر : ناسخ التواریخ بلعمی ، تاریخ تمدن

-تمامی روایات مربوط به حضرت یوسف(ع) از معصومین که در بهارالانوار آمده(در دوجلد)

-تمامی رومانهای مربوط به داستان حضرت یوسف(ع)

-دهها جلد تفسیر اهل تسنن و تفاسیر فرعی و مهم و کتب عهد عتیق و جدید

تحقیقات مذکور مدون و صحافی شده تحویل سیما فیلم شد و به اقرار مسئولین سیما فیلم تاکنون در مورد هیچ سریالی در این حد گسترده تحقیقات نشده و اینهمه مرتب و صحافی شده تحویل سیما فیلم نداده اند.

بسیاری نا آگاهانه از عدم تحقیقات کافی در سریال حضرت یوسف(ع) گله مند هستند. و بعضی هم آگاهانه سعی می کنند این تحقیقات گسترده را که در تاریخ تلویزیون بی سابقه بوده زیر سؤال ببرند. خداوند ناآگاهان به زحمات مذکور را آگاه و متصرفان را اصلاح کند. انشاءا...

مصطفی زمانی در نقش یوسف پیامبر (ع)

2

منابع مورد استفاده جهت تنظيم و تهيه

مجموعه « حضرت يوسف u »

1

قرآن کريم

28

تفسير جوامع الجامع(فضل بن حسن طبرسی)

2

نهج البلاغه

29

تفسير اثنی عشری(حسینی شاه عبدالعظیمی)

3

اصول کافی(ثقه الاسلام کلینی)

30

تفسير احسن الحديث(سید علی اکبرقرشی)

4

تحف العقول(حسن حرانی (ره))

31

تفسير برهان(سیدهاشم بحرانی)

5

علل الشراِيع(شیخ صدوق)

32

تفسير لاهيجي

6

عيون اخبار الرضا(شیخ صدوق)

33

تفسير کنزالدقائق

7

ميزان الحکمه(ری شهری)

34

تفسير شُبّر

8

بحار الانوار(علامه مجلسی)

35

تفسير انوار درخشان

9

تفسير الميزان (علامه طباطبائی )

36

تفسير گازُر(خواجه عبدا...انصاری)

10

تفسير قمی ( علی ابن ابراهيم )

37

تفسير قرطبی(ابوعبدا... قرطبی)

11

تفسير نور الثقلين(حویزی)

38

تفسير فرات کوفی

12

تفسير منهج الصادقين(ملافتح ا...کاشانی)

39

تفسير روان جاويد(آیت ا... ثقفی)

13

تفسير نمونه ( آية مکارم شيرازی )

40

تفسير ابوالفتوح رازی

14

تفسير سوره يوسف ( احمد طوسی )

41

تفسير جامع

15

تفسير مجمع البيان ( آية طبرسی )

42

روضة الکافی

16

تفسير تبيان (شیخ طوسی)

43

تفسيرآیت الله جوادی آملی

17

تفسير عياشی(ابونصرعیاشی)

44

تفسير الجوهر الثمين

18

تفسير روح البيان(اسماعیل بروسی)

45

کنز العمال(سیوطی)

19

تفسير نور ( محسن قرائتی )

46

نوادر راوندی

20

تفسير کاشف(علامه محمد جواد مغنیه)

47

لطايف الاشارات(قشیری)

21

تفسير و خاص تقريب القرآن(حسینی شیرازی)

48

حياة القلوب مجلسي

22

تفسير کشف الاسرار ( ميبدی )

49

اکمال الدين شيخ صدوق

23

تفسير الجوير الثمين

50

تاريخ ابن اثير

24

تفسير سوره يوسف ( ابوبکر عتيق نيشابوری )

51

تورات . عهد عتيق ( سِفر تکوين )

25

تفسير صافی(ملامحسن فیض)

52

نبرد ايمان و عشق ( عبدالحسين حائری )

26

تفسير اطيب البيان(عبدالحسین طیب)

53

احسن التواريخ ( آية ا... لواسانی)

27

تفسير کشف الحقايق(میر محمد علوی)

54

پيامبران ( جواد فاضل )

مصر

3

 

55

حدائق الحقايق (ملا مسکینی)

56

النص والاجتهاد ( سيد شرف الدين )

57

يوسف ( توماس مان )

58

سيره پيامبران در قرآن ( جوادی آملی )

59

تاريخ يعقوبی

60

تاريخ طبری ( جرير طبری )

61

تاريخ بلعمی

62

تاريخ انبياء ( رسولی محلاتی )

63

تاريخ انبياء ( عماد زاده ی اصفهانی )

64

تاريخ انبياء ( علامه مجلسی )

65

قصص الانبياء ( راوندی )

66

قصص الانبياء ( سيد نعمت الله جزايری )

67

تاريخ قصص قرآنی ( صدر البلاغی )

68

سيرالملوک و تاريخ انبياء (محمد جويری )

69

مستدرک سفينة البحار ( شيخ علی نمازی )

70

تاريخ جامع اديان ( علی اصغر حکمت )

71

جمال انسانيت ( صالحی نجف آبادی )

72

منتهی الآمال ( شيخ عباس قمی (ره) )

73

امالی شيخ صدوق

74

کشف الظنون ( حاج خليفه )

75

لطايفی از قرآن کريم (ميبدی )

76

داستانهای شگفت انگيز قرآن مجيد

 

77

منشور جاويد ( تفسير موضوعی )

78

مروج الذهب ( مسعودی )

79

ابياتی از ابو سعيد ابوالخير-فردوسی

80

ابیاتی از پروین اعتصامی- جامی

الهام حمیدی و لیلا بلوکات در یوسف پیامبر

4

بسمه تعالی

یکسال نقد و بررسی یوسف (ع) در سیما فیلم!

سریال حضرت یوسف(ع) در سال 81 در چهل قسمت و ده مجلد تقریباً دویست صفحه ای به اتمام رسید وجهت مطالعه به شورای سناریوی سیما فیلم تحویل گردید.

آقای لاریجانی به زیاد بودن قسمت ها اعتراض داشتند و از بنده قول گرفتند که قسمت ها را به 27 قسمت تقلیل دهم . بنده به شرط آنکه اعضای نقد و بررسی سیما فیلم بگویند کدام قسمت ها و کجاهای متن سریال کوتاه شود پذیرفتم. یازده ماه تمام درهفته دو تا سه جلسه در سیما فیلم با حضور آقای رضا بالا مسئول فرهنگی و پنج تن از برادران سیما فیلم و آقای براهیمی تشکیل شد و تمام چهل قسمت سریال مطالعه ومورد نقد و بررسی قرار گرفت و بخش هایی از آن اصلاح گردید و در نهایت نه تنها از متن سریال و تعداد قسمت ها کم نشد که مقداری هم اضافه گردید . و این نشان از استحکام متن داشت که به سادگی قابل تغییر و حذف و اضافه نبود. و به اقرار برادران سیما فیلم تا آن زمان هیچ متنی اینهمه وقت صرف مطالعه و بررسی آن نشده بود. چرا بزرگان متن حضرت یوسف (ع) را نخوانده اند؟ بعد از تصویب تصمیم گرفتم که متن را در اختیار اساتید و علما قرار دهم ولی به چند نفر که گفتم کسی فرصت و توان مطالعه ی ده جلد سناریوی دویست صفحه ای را نداشت. و این مطلب بسیار مهمی است که برخی سؤال می کنند کدام یک از بزرگان و علماغ متن شما را خوانده اند. پاسخ اینست که :

1- گروهی که ما برای نگارش انتخاب کردیم با تکیه به قرآن و اهل بیت و تفاسیر شیعه توان کمی نداشتند و می توانستند به خوبی از عهده ی کار برآیند.

2- مطالعه ی دو هزار صفحه متن کار آسانی نبود و کسی حاضر نبود آنرا موردمطالعه قرار دهد.

برآورد بودجه سریال

در سال 1382 قرارداد ساخت سریال چهل قسمتی حضرت یوسف(ع) بسته شد. برآورد بودجه ی سریال توسط چهار نفر از مدیران تولید و تهیه کنندگان آقایان محسن علی اکبری ، روح ا...برادری ، حبیب کاسه ساز و اردشیر ایران نژاد مبلغ شش میلیارد و دویست میلیون تا شش و نیم میلیارد بود در حالیکه در جلسه برآورد سیما فیلم برای ساخت این سریال عظیم دو و نیم میلیارد تومان در نظر گرفته شده بود که من یا باید این بودجه کم را می پذیرفتم که امکان نداشت با این مبلغ این سریال عظیم ساخته شود، یا باید رها می کردم و کار را یکی از کارگردانان موجود انجام می داد و یک نسخه یوسف و زلیخای عشقی دیگر به هفده نسخه قبلی که در دنیا ساخته شده بود اضافه می شد. بنده پذیرفتم به دو دلیل : اول اینکه امیدوار بودم که بتوانم کمبود بودجه آن را از مسئولین و خیرین و نهادها تأمین کنم و دیگر اینکه شورای برآورد سیما فیلم قول داد که روالی که در تلویزیون معمول است و اصلاح برآورد های مکرری برای هر کار صورت می گیرد برای این سریال هم در نظر بگیرند.

سریال حضرت یوسف (ع) به لحاظ داشتن متن کامل ( که تقریباً همه سریالها فاقد آن هستند ) به سهولت می توانست ارزیابی ، برنامه ریزی و برآورد شود.

زمان تقریبی برای فیلمبرداری 30 ماه در نظر گرفته شد که در پایان به علت اضافه شدن پنج قسمت به چهل قسمت سابق سی و دو ماه طول کشید که این سرعت فیلمبرداری و دقت برنامه ریزی به اقرار مسئولین صدا و سیما در هیج سریالی تا کنون نبوده . سریالهای مشابه با حجم مشابه یا کمتر، با زمانی تقریباً دو برابر تصویر برداری شده اند.

این سریال بیش از دویست بازیگر دیالوگ گو با نقشهای کوتاه و بلند دارد که قرارداد همه آنها تقریباً در اوائل کار بسته شد و در زمان برنامه ریزی شده کار خود را آغاز و طبق برنامه کارشان به پایان رسید.

5

بودجه برآورد شورای برآورد سیما فیلم دو و نیم میلیارد تومان بود که بنده سعی کردم با مراجعه به نهاد ها و مسئولین کمبود شش و نیم میلیارد تومانی را تأمین کنم. مقداری از آنرا از طریق وزارت بازرگانی ، شهرداری ، سپاه ، ریاست جمهوری ، نیروی انتظامی و دیگر مراکز تأمین کنم و بعضی از آقایان مغرض و بیمار دل این کار را تعبیر به پورسانت کرده اند و در سایت های خود چنین آورده اند که من برای هرکس که پورسانتی جور کند ده درصد حق الزحمه تعیین کرده ام. قیامت دور نیست!!!!! و این بیچاره ها چگونه جواب خواهند داد؟

با همه تلاشی که صورت گرفت نتوانستیم کمبود بودجه را از طرقی که ذکر شد تأمین کنیم . چهار میلیارد مبلغ کمی نبود . به اجبار طریق دوم را که تقاضای اصلاح برآورد بودجه بود دنبال کردم. به اجبار به خاطر منظم نبودن پرداخت اقساط و تقاضای برآورد مجدد ، مجموعه حضرت یوسف (ع) برای مدت یک ماه تعطیل شد و پس از برآورد جدید چهارو نیم میلیارد تومان دوباره فیلمبرداری آغاز شد و بدون کمترین توقف ساخت سریال ادامه یافت و در اواخر کارهم بار دیگر تقاضای اصلاح برآورد کردیم که در نهایت با 200/6 میلیارد موافقت شد یعنی همان برآوردی که از ابتدا چند تن ازمتخصصین برآورد کرده بودند . ما و مسئولین سیما فیلم بعد از سه سال به آن رسیدیم.

یوسف پیامبر (ع)

 

نوشته شده توسط جعفرى در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387

لينك مطلب

مردم ایران هفتاد میلیون ، میانگین تماشاگران

300000 نفر ؟!!!

خانه سینما علت اینکه هر چه برنامه ریزی می کند و قانون و قاعده وضع می کند در سال بعد و با ظهور مدیریت جدید همه به هم می خورد و دوباره از نقطه صفر شروع می کند اینست که این قانون وقاعده ها مخالف قوانین این کشور و فرهنگ حاکم بر خانه سینما متضاد با فرهنگ این کشور اسلامی است و این عدم هماهنگی قانونی وفرهنگی و اعتقادی موجب عدم دستیابی به یک راهکار و قاعده و قانون درست در اداره ی سینما می گردد. اگر می خواهید به قانون و قاعده ی مشخصی دست بیابید تکلیف خود را روشن کنید. یا رومی روم یا زنگی زنگ. یا خانه ی سینمای این کشور انقلابی واسلامی هستید یا خانه ی سینمای آن چهار صد پانصد هزار نفر بیننده ای که در سراسر کشور به سینما می روند: تکلیف خود را روشن کنید به راهکار مشخص دست خواهید یافت . اگر بخواهید هم به نعل بزنید هم به میخ. هم از آخور بخورید هم از توبره ، تا ابد بلا تکلیف خواهید ماند.

چرا باید خانه ی سینما جهتی متفاوت با جشنواره فجر که از طرف جمهوری اسلامی برگزار می شود داشته باشد؟ جز این اینست که اهالی سینما به صراحت می خواهند بگویند حکومت و دولت و این انقلاب مردمی را قبول ندارند و دوست دارند همیشه ساز مخالف بزنند؟

چگونه است اهالی سینما بودجه و سرمایه و حمایت های مادی و معنوی این حکومت و مملکت را می خواهند اما قوانین و مقررات و اصول و اعتقادات آنرا نمی خواهند؟ حمایت را می خواهند اما راه خود را می روند. خواسته های سینما گران چیست که در تضاد با دولتمردان و حاکمان این مملکت قرار می گیرد؟ دولتمردان و حاکمان این مملکت مانند حکومت شاه فرمایشی اند ؟ دست نشانده ی اجانب اند؟ یا عوامل خانه ی سینما می خواهند به میل و سلیقه و علاقه ی اجانب عمل کنند. دولت و حکومت در سدد تأمین دستورالعمل ها و فرمایشات صادره از آنسوی آبها هستند یا خانه سینما ؟ آیا این مملکت ازسینما گران جز خدمت و دلسوزی برای کشور و ملت تقاضا یی داشته و دارد ؟ آیا تا کنون از سینما گران در تأیید مقام ولایت ، تأیید حکومت و دولتمردان تقاضایی شده؟ آیا جز تشویق در جهت ترویج فرهنگ و ارزشهای دینی و اعتقادی مردم جز انعکاس رشادت ها و شجاعت ها و پیشرفت ها و افتخارات مردم و میهنشان تقاضایی داشته اند؟ آیا سینما گران باید مانند غرب در خدمت اهداف و آرزوهای اهالی سینما باشند یا در خدمت مردم و میهن و دین و مکتبشان؟ آیا باید فرهنگ دلخواه خودش را ترویج کنند یا فرهنگ این مملکت و این مردم را؟ تا زمانی که میان این مردم و باورها و اعتقاداتشان و سینما گران اختلاف است سینما سامان نخواهد گرفت و تا ایمان و اعتقاد به مکتب و مملکت در میان مردم هست با این سینما کنار نخواهند آمد. تماشاگر دویست سیصد هزار نفری سینما گران را فریب ندهند . مردم ایران هفتاد میلیون نفر هستند.

یوسف پیامبر (ع)

نوشته شده توسط جعفرى در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387

لينك مطلب

بسمه تعالی

اشکالاتی که به سریال گرفته اندمستمسکی که مطبوعات اصلاح طلب و بعضی از قلم به دستانی که از مجموعه ی یوسف پیامبر(ع) زخم خورده یا عناد شخصی با حقیر دارند و بعضی از منتقدین نا آگاه به مجموعه گرفته اند دو مطلب می باشد:

1- چرا حضرت یعقوب با دو خواهر هم زمان ازدواج کرده ؟

2- حضرت یعقوب چرا به یوسف بیش از فرزندان دیگر محبت می کند ؟

در مورد مطلب اول باید عرض کنم ازدواج حضرت یعقوب با دو خواهر هم زمان به طور متواتر در کتب تفسیر و تاریخ آمده و آن زمان ازدواج با دو خواهر را بلا مانع ذکر کرده و این نهی را به بعد از ظهور اسلام نسبت داده اند. تکیه بر این نکته و نسبت گناه دادن به حضرت یعقوب (ع) بیشتر مربوط به افراد بی اطلاع است که احکام و دستورات اسلام را که مختص اسلام است به ما قبل اسلام نیز تسری می دهند.

در مورد مطلب دوم باید عرض کنم آنها که معتقدند حضرت یعقوب (ع) در سریال یوسف (ع) بین فرزندان تبعیض قائل شده غافل اند که آن حضرت یوسف را که نشانه های نبوت را در او مشاهده می کرده نمی توانسته مانند دیگر فرزندان دوست بدارد ، مانند علاقه ی رسول اکرم (ص) نسبت به فاطمه زهرا (س) در میان دیگر دخترانش که به کرات شنیده ایم ، اما منتقدان آیا متوجه نشدند که یعقوب یوسف را به دست خواهرش سپرد که حسادت فرزندانش کمتر بر انگیخته شود. با زن خود لیا صحبت می کند و می گوید نباید از فرزندانش غافل شده و با پرداختن به یوسف و برادرش حسادت آنها را تحریک کند. به عمه می گوید بیش از حد یوسف را ناز و نوازش نکن و خود از بوسیدن یوسف در ملأ عام خودداری می کند.

چگونه است این نکات را که به کرات تکرار شده عیب جویان نمی بینند اما یک بار بر زانو نشاندن آن هم در غیاب فرزندان و بوسیدن یوسف را می بینند؟!!!

یوسف پیامبر 1(ع)

نوشته شده توسط جعفرى در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387

لينك مطلب

بسمه تعالي

 

 

 

 

نام : فرج ا سلحشورنيا متولد : 1331 مدرك تحصيلي : ديپلم رياضي

قبل از انقلاب فعاليت هاي مذهبي در مساجد داشته و با قرآن و اسلام مختصري آشناست از ابتداي سال 1357 با نمايش « حربن يزيد رياحي » در مساجد تهران وارد بازيگري در تئاتر شد و اولين اجراي نمايش او پيش از انقلاب در مسجد جوادالائمه و اجراي دوم در مسجد حضرت    علي اكبر با هجوم مزدوران شاه متوقف شد . پس از انقلاب فعاليت هايش را با بازيگري و كارگرداني در تئاتر ادامه داد و درنمايشنامه هاي « پرده برداري ، حصار در حصار ، شب آخر ، تاجر ونيزي »ايفاي نقش نمود كه بعضي از اين تئاترها در قالب تله تئاتر از تلويزيون جمهوري اسلامي ايران پخش گرديد . وي در همة اين آثار ايفاگر نقش اول بوده است مانند « شب آخر ، مرد عمل ، حصار در حصار و .

وي اولين كار تصويري خود را با بازي درفيلم « با سقاي تشنه لب » به كارگرداني رسول ملاقلي پور آغاز نمود و از كارهاي ديگر تلويزيوني او ، بازيگري در فيلم كوتاه «مشكات » به كارگرداني حجت الاسلام انصاري - « نخلستان تشنه » به كارگرداني آقاي محمد نوري زاد را مي توان     نام برد . اولين كار سينمائي خود را با نام « توبة نصوح » در سال 1360 بازي كرد و بعد از آن در فيلمهائي مثل پرواز در شب ، انسان و اسلحه ، گوركن ، مجاهدتهاي خاموش ، ايوب پيامبر و دنياي وارونه ايفاي نقش داشته كه در همة اين آثار به جز دنياي وارونه نقش اصلي را ايفاگر بوده است .

در سال 1370 « ايوب پيامبر » را نوشت و به صحنه برد و سپس آن را در قالب يك سريال 5 قسمتي فيلمبرداري و از تلويزيون پخش كرد و در سال 1375 سريال « مردان آنجلس » را در 18 قسمت بر اساس داستان « اصحاب كهف » از قرآن بازنويسي وكارگرداني نمود و در سال 1378 نسخة سينمائي اصحاب كهف را ساخت و در سال 1380 تا 1383 متن سريال تاريخي « حضرت يوسف (ع) » را در 40 قسمت تحقيق و نگارش كرد و از اوائل سال 1383 فيلمبرداري سريال  « حضرت يوسف (ع) » را آغاز نمود .

سلحشور در زمينة تحقيق و نگارش نيز آثاري دارد . متن نمايش ميثاق - ايوب پيامبر- ابتلاء را تاكنون چاپ كرده و متن سريالها و فيلمنامه هاي رستاخيز ( عزيز نبي ) يونس پيامبر و يوسف (ع) و ديوانة عاقل را آمادة چاپ دارد .       

یوسف پیامبر 2 (ع) 

نوشته شده توسط جعفرى در شنبه سی ام تیر 1386

لينك مطلب

بسمه تعالی

 

سینمای امروز دنیا که توسط غرب بنیانگذاری شده است با اهدافی شکل گرفته که با ارزشهای الهی سنخیت ندارد . برخی از آن اهداف به شرح زیر است .

الف ) مبارزه با ادیان الهی و شکستن قداست مذهب و عصمت انبیاء . ترویج دنیا دوستی و تجمل گرایی و مصرف گرایی و ایجاد وابستگی بیشتر ملل ضعیف به ملل قوی . فرهنگ زدایی از ملل ضعیف و قالب کردن فرهنگ غرب . تشویق هنرمندان به خودنمایی . شهرت طلبی . دنیا دوستی و شهوت پرستی . حسادت و چشم و هم چشمی . ترویج خشونت و به نمایش گذاشتن زشتی ها و در نهایت باید گفت هدف سینمایی که غرب بنیانگذاری کرده به نمایش گذاشتن زشتی ها و مبارزه با ارزشهاست و برای رسیدن به این مقصود از هیچ عملی ، هرچقدر قبیح و زشت دریغ ندارند . هالیوود برای شکستن قداست مذهب و عصمت انبیاء بنیانگذاری شده و هدفش سلطه بخشیدن به یهود بر همۀ جهان است . و زدودن فرهنگ ملتها و حاکم کردن فرهنگ غرب بر جهان می باشد این سینما به تصویر کشیدن زشتی ها را مجاز می داند و برای جذاب کردن آثار خود هر عملی را مجاز می داند . با این اوصاف ، این سینما هیچ سنخیتی نمی تواند با اسلام و انقلاب داشته باشد .

در دنیای اسلام ، فعال ترین هنرها ، شعر و معماری بوده اند که هنرمندان این رشته ها هم اسلام شناس بوده اند  هم اهل معنی و معرفت . هنر جوشیده از نهاد الهی آنان بوده و آنچه را که در خلوت با معبود و معشوق حقیقی رخ می داده به زبان اشاره و کنایه و استعاره .... یعنی به زبان هنر بیان می کردند . در اسلام هنر نور است و عشق است و شور است و شعور .

هنر در اسلام زائیدۀ نیایش است . تراوشات لحظات وصل است . هنر به هنرمند مسلمان و معتقد عنایت می شود . هنر نزد هنرمند بجز ستودن معشوق و خدمت به مخلوق ، معنی دیگری ندارد . این هنر با آنچه امروز هنر نامیده می شود و دنیا خود را به آن مشغول کرده چه سنخیتی دارد ؟ متأسفانه تا امروز مسئولین جمهوری اسلامی همه سعیشان خدمت به این هنر و هنرمند بوده و اگر بعضی ها در جهت خلق اثری ارزشی و مذهبی تلاش کرده اند یا سعی در اصلاح وضعیت موجود نموده نوع نگرش آنان التفاتی بود  و بینش خالص مذهبی بر نگرش و عملکرد آنها حاکم نبوده

تردیدی نیست که تفکر حاکم بر سینمای امروز دنیا تفکری مادی است و دنیا خواستگاه آنهاست . یا جایزه دنیا یا شهرت دنیا یا زن و رفاه و خوشگذرانی دنیا یا پول و سرمایه دنیا یا ارضاء غرائض نفسانی و رسیدن به آرزوها و علائق دنیایی . این نگرش درست نقطۀ مقابل تفکر معنوی و تلاش برای تأمین آسایش آخرت و خدا محوری است . در آنجا تلاش برای رسیدن به دنیاست و در اینجا تلاش برای رسیدن به خدا . در نهایت باید نویسنده و کارگردان در سینمای مذهبی و الهی تغییر ماهوی کنند .

در سینمای موجود ، سینماگر حرف خود را می زند و خود را در جایگاهی می بیند و برای خود شأنیتی قائل است که فکر می کند می تواند برای مردم سخن بگوید و پیام داشته باشد مردم موظف اند به او گوش دهند . در کتابی به نام کارگردان کیست ، همۀ کارگردانان بزرگ دنیا یک مطلب را بیش از مطالب دیگر تکرار می کنند : کارگردان کسی است که حرفی برای گفتن دارد درحالیکه در مکتب اسلامی کسی از خود حرفی برای گفتن ندارد و برای خود شأنیتی قائل نیست . همه حکیمان و عالمان و عارفان خود را ریزه خوار قرآن و اهل بیت می دانند و آنچه استاد ازل گفته همان می گویند . و آنگاه که هنرمند به این دو ثقل ( قرآن و اهل بیت ) وصل شد و خود را به آنها سپرد و از آنها سیراب شد ، دریچه های حکمت و معرفت بر قلب او باز می شود و چشم بصیرت او بینا می گردد و چیزهائی را می بیند که دیگران نمی بینند . قدرت خلاق آنان به جوشش می آید و چیزهائی را خلق می کنند که دیگران قادر به خلق آن نیستند .

هنرمند فیلمنامه نویس و یا فیلمساز مسلمان در حقیقت در جایگاه هدایت مردم قرار دارد . او چه بخواهد چه نخواهد مرشد مردم است . با یک اثر میلیون ها انسان را به تلمذ وا می دارد و اگر این مرشد خود ارشاد نشده باشد مصیبتی به بار می آید که اکنون ما دچار آن هستیم . سینماگر امروز ما ، در جمهوری اسلامی ، مربا نشده مربی شده است این شاید در دنیا امری پذیرفته شده باشد اما در این کشور اسلامی و انقلابی پذیرفته نیست .

برای رسیدن به چنین سینمائی و تلویزیونی ابتدا ، باید جمعی از اندیشمندان مسلمان برای رسیدن به چنین سینمائی اطاق فکر تشکیل دهند . دوم . باید درس سناریو نویسی برای طلاب باسواد که سطح را گذرانده اند باشد و از نظر علمی و ایمانی رشد کرده باشند تشکیل شود . سوم . دانشکده های هنری ما باید به شیوۀ حوزه های علمیه و با هدف مبلغ و مربی پروری تغییر ماهیت دهند . ما فیلمساز و فیلمنامه نویس اسلام شناس و مؤمن نیاز داریم . و حقیر گمان می کنم تنها راه نجات تلویزیون و سینما همین است . و چهارم . تلویزیون و سینما باید زیر مجموعۀ یک مرکز آنهم زیر نظر مقام ولایت و حوزه های علمیه باشد . وسیله ای که در حد بسیار گسترده فکر و فرهنگ و اعتقاد مردم را در چنگ دارد . باید زیر نظر بزرگان دین و علمای حوزه ها اداره شود .  

 

 

نوشته شده توسط جعفرى در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386

لينك مطلب

چه باید کرد ؟!!

امروزه در جمهوری اسلامی در همۀ امور حرکت به سوی اصلاح و تعالی است الا در عرصۀ فرهنگ و هنر . مسئولین فرهنگ و هنری بر حوزۀ مأموریت خود ریاست و از آن حمایت می کنند . در حالیکه باید رهبری و هدایت کنند . به همین دلیل آنها به جای رفع اشکالات و نواقص سعی در پوشاندن آنها می کنند و گاه به خاطر همین شیوۀ غلط از بدترین و خطاکار ترین عوامل زیر دست خود حمایت و جانبداری می نمایند . کیست که نداند در حال حاضر حرکت فرهنگ و هنر در جهت احیای وضعیت گذشته و تطهیر چهرۀ مشوّه و زشت آنست . کیست که نداند سینما و تلویزیون ، انقلاب و مذهب را مزاحم آرزوها و اهداف و حرکت خود می داند و مسئولین به جای اصلاح وضعیت موجود هر روز برای عوامل همین سینما و تلویزیون بزرگداشت می گیرند و از آنها تجلیل می کنند . زناکار را توجیه کرده ، خطای او را می پوشانند و پس از بارها ممانعت از کار کردن دوباره دعوت به کار می کنند . از آثاری که تخریب اسلام و انقلاب را دارند حمایت می کنند .

در این سینما و تلویزیون که جمهوری اسلامی آن را مدیریت می کند ، موزه برای سینمائی می سازند که در زمان انقلاب مردم آنرا به آتش کشیدند و از آن سینما و عواملش پاسداری و قدردانی می کنند .

شاید حق دارند . شاید به خاطر اینکه جایگزینی برای این میراث ناخواسته به ارث رسیده از زمان شاه ندارند . نه قرآنی نه اسلامی نه ولایتی و امامتی چیزی ندارند تا محتوا و ماهیت این ارثیه ناخواسته را تغییر دهند !!! به همین دلیل تنها راه چاره ، حراست و نگهداری و حمایت از آن است نه تغییر و اصلاح آن .  

فرج ا... سلحشور

 

نوشته شده توسط جعفرى در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386

لينك مطلب


درباره وبلاگ

تازه ترین مطالب fsalahshur
موضوعات
آرشیو
نویسنده
لینکدونی
پیوندها
جستجو
آمار و امکانات دیگر
»افراد آنلاين:
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin


Google PageRank 
Checker - Page Rank Calculator

Add to Technorati