تبليغاتX
وبلاگ اختصاصی فرج اله سلحشور

بسمه تعالي

 

 

 

 

نام : فرج ا سلحشورنيا متولد : 1331 مدرك تحصيلي : ديپلم رياضي

قبل از انقلاب فعاليت هاي مذهبي در مساجد داشته و با قرآن و اسلام مختصري آشناست از ابتداي سال 1357 با نمايش « حربن يزيد رياحي » در مساجد تهران وارد بازيگري در تئاتر شد و اولين اجراي نمايش او پيش از انقلاب در مسجد جوادالائمه و اجراي دوم در مسجد حضرت    علي اكبر با هجوم مزدوران شاه متوقف شد . پس از انقلاب فعاليت هايش را با بازيگري و كارگرداني در تئاتر ادامه داد و درنمايشنامه هاي « پرده برداري ، حصار در حصار ، شب آخر ، تاجر ونيزي »ايفاي نقش نمود كه بعضي از اين تئاترها در قالب تله تئاتر از تلويزيون جمهوري اسلامي ايران پخش گرديد . وي در همة اين آثار ايفاگر نقش اول بوده است مانند « شب آخر ، مرد عمل ، حصار در حصار و .

وي اولين كار تصويري خود را با بازي درفيلم « با سقاي تشنه لب » به كارگرداني رسول ملاقلي پور آغاز نمود و از كارهاي ديگر تلويزيوني او ، بازيگري در فيلم كوتاه «مشكات » به كارگرداني حجت الاسلام انصاري - « نخلستان تشنه » به كارگرداني آقاي محمد نوري زاد را مي توان     نام برد . اولين كار سينمائي خود را با نام « توبة نصوح » در سال 1360 بازي كرد و بعد از آن در فيلمهائي مثل پرواز در شب ، انسان و اسلحه ، گوركن ، مجاهدتهاي خاموش ، ايوب پيامبر و دنياي وارونه ايفاي نقش داشته كه در همة اين آثار به جز دنياي وارونه نقش اصلي را ايفاگر بوده است .

در سال 1370 « ايوب پيامبر » را نوشت و به صحنه برد و سپس آن را در قالب يك سريال 5 قسمتي فيلمبرداري و از تلويزيون پخش كرد و در سال 1375 سريال « مردان آنجلس » را در 18 قسمت بر اساس داستان « اصحاب كهف » از قرآن بازنويسي وكارگرداني نمود و در سال 1378 نسخة سينمائي اصحاب كهف را ساخت و در سال 1380 تا 1383 متن سريال تاريخي « حضرت يوسف (ع) » را در 40 قسمت تحقيق و نگارش كرد و از اوائل سال 1383 فيلمبرداري سريال  « حضرت يوسف (ع) » را آغاز نمود .

سلحشور در زمينة تحقيق و نگارش نيز آثاري دارد . متن نمايش ميثاق - ايوب پيامبر- ابتلاء را تاكنون چاپ كرده و متن سريالها و فيلمنامه هاي رستاخيز ( عزيز نبي ) يونس پيامبر و يوسف (ع) و ديوانة عاقل را آمادة چاپ دارد .       

یوسف پیامبر 2 (ع) 

نوشته شده توسط جعفرى در شنبه سی ام تیر 1386

لينك مطلب

بسمه تعالی

 

سینمای امروز دنیا که توسط غرب بنیانگذاری شده است با اهدافی شکل گرفته که با ارزشهای الهی سنخیت ندارد . برخی از آن اهداف به شرح زیر است .

الف ) مبارزه با ادیان الهی و شکستن قداست مذهب و عصمت انبیاء . ترویج دنیا دوستی و تجمل گرایی و مصرف گرایی و ایجاد وابستگی بیشتر ملل ضعیف به ملل قوی . فرهنگ زدایی از ملل ضعیف و قالب کردن فرهنگ غرب . تشویق هنرمندان به خودنمایی . شهرت طلبی . دنیا دوستی و شهوت پرستی . حسادت و چشم و هم چشمی . ترویج خشونت و به نمایش گذاشتن زشتی ها و در نهایت باید گفت هدف سینمایی که غرب بنیانگذاری کرده به نمایش گذاشتن زشتی ها و مبارزه با ارزشهاست و برای رسیدن به این مقصود از هیچ عملی ، هرچقدر قبیح و زشت دریغ ندارند . هالیوود برای شکستن قداست مذهب و عصمت انبیاء بنیانگذاری شده و هدفش سلطه بخشیدن به یهود بر همۀ جهان است . و زدودن فرهنگ ملتها و حاکم کردن فرهنگ غرب بر جهان می باشد این سینما به تصویر کشیدن زشتی ها را مجاز می داند و برای جذاب کردن آثار خود هر عملی را مجاز می داند . با این اوصاف ، این سینما هیچ سنخیتی نمی تواند با اسلام و انقلاب داشته باشد .

در دنیای اسلام ، فعال ترین هنرها ، شعر و معماری بوده اند که هنرمندان این رشته ها هم اسلام شناس بوده اند  هم اهل معنی و معرفت . هنر جوشیده از نهاد الهی آنان بوده و آنچه را که در خلوت با معبود و معشوق حقیقی رخ می داده به زبان اشاره و کنایه و استعاره .... یعنی به زبان هنر بیان می کردند . در اسلام هنر نور است و عشق است و شور است و شعور .

هنر در اسلام زائیدۀ نیایش است . تراوشات لحظات وصل است . هنر به هنرمند مسلمان و معتقد عنایت می شود . هنر نزد هنرمند بجز ستودن معشوق و خدمت به مخلوق ، معنی دیگری ندارد . این هنر با آنچه امروز هنر نامیده می شود و دنیا خود را به آن مشغول کرده چه سنخیتی دارد ؟ متأسفانه تا امروز مسئولین جمهوری اسلامی همه سعیشان خدمت به این هنر و هنرمند بوده و اگر بعضی ها در جهت خلق اثری ارزشی و مذهبی تلاش کرده اند یا سعی در اصلاح وضعیت موجود نموده نوع نگرش آنان التفاتی بود  و بینش خالص مذهبی بر نگرش و عملکرد آنها حاکم نبوده

تردیدی نیست که تفکر حاکم بر سینمای امروز دنیا تفکری مادی است و دنیا خواستگاه آنهاست . یا جایزه دنیا یا شهرت دنیا یا زن و رفاه و خوشگذرانی دنیا یا پول و سرمایه دنیا یا ارضاء غرائض نفسانی و رسیدن به آرزوها و علائق دنیایی . این نگرش درست نقطۀ مقابل تفکر معنوی و تلاش برای تأمین آسایش آخرت و خدا محوری است . در آنجا تلاش برای رسیدن به دنیاست و در اینجا تلاش برای رسیدن به خدا . در نهایت باید نویسنده و کارگردان در سینمای مذهبی و الهی تغییر ماهوی کنند .

در سینمای موجود ، سینماگر حرف خود را می زند و خود را در جایگاهی می بیند و برای خود شأنیتی قائل است که فکر می کند می تواند برای مردم سخن بگوید و پیام داشته باشد مردم موظف اند به او گوش دهند . در کتابی به نام کارگردان کیست ، همۀ کارگردانان بزرگ دنیا یک مطلب را بیش از مطالب دیگر تکرار می کنند : کارگردان کسی است که حرفی برای گفتن دارد درحالیکه در مکتب اسلامی کسی از خود حرفی برای گفتن ندارد و برای خود شأنیتی قائل نیست . همه حکیمان و عالمان و عارفان خود را ریزه خوار قرآن و اهل بیت می دانند و آنچه استاد ازل گفته همان می گویند . و آنگاه که هنرمند به این دو ثقل ( قرآن و اهل بیت ) وصل شد و خود را به آنها سپرد و از آنها سیراب شد ، دریچه های حکمت و معرفت بر قلب او باز می شود و چشم بصیرت او بینا می گردد و چیزهائی را می بیند که دیگران نمی بینند . قدرت خلاق آنان به جوشش می آید و چیزهائی را خلق می کنند که دیگران قادر به خلق آن نیستند .

هنرمند فیلمنامه نویس و یا فیلمساز مسلمان در حقیقت در جایگاه هدایت مردم قرار دارد . او چه بخواهد چه نخواهد مرشد مردم است . با یک اثر میلیون ها انسان را به تلمذ وا می دارد و اگر این مرشد خود ارشاد نشده باشد مصیبتی به بار می آید که اکنون ما دچار آن هستیم . سینماگر امروز ما ، در جمهوری اسلامی ، مربا نشده مربی شده است این شاید در دنیا امری پذیرفته شده باشد اما در این کشور اسلامی و انقلابی پذیرفته نیست .

برای رسیدن به چنین سینمائی و تلویزیونی ابتدا ، باید جمعی از اندیشمندان مسلمان برای رسیدن به چنین سینمائی اطاق فکر تشکیل دهند . دوم . باید درس سناریو نویسی برای طلاب باسواد که سطح را گذرانده اند باشد و از نظر علمی و ایمانی رشد کرده باشند تشکیل شود . سوم . دانشکده های هنری ما باید به شیوۀ حوزه های علمیه و با هدف مبلغ و مربی پروری تغییر ماهیت دهند . ما فیلمساز و فیلمنامه نویس اسلام شناس و مؤمن نیاز داریم . و حقیر گمان می کنم تنها راه نجات تلویزیون و سینما همین است . و چهارم . تلویزیون و سینما باید زیر مجموعۀ یک مرکز آنهم زیر نظر مقام ولایت و حوزه های علمیه باشد . وسیله ای که در حد بسیار گسترده فکر و فرهنگ و اعتقاد مردم را در چنگ دارد . باید زیر نظر بزرگان دین و علمای حوزه ها اداره شود .  

 

 

نوشته شده توسط جعفرى در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386

لينك مطلب

چه باید کرد ؟!!

امروزه در جمهوری اسلامی در همۀ امور حرکت به سوی اصلاح و تعالی است الا در عرصۀ فرهنگ و هنر . مسئولین فرهنگ و هنری بر حوزۀ مأموریت خود ریاست و از آن حمایت می کنند . در حالیکه باید رهبری و هدایت کنند . به همین دلیل آنها به جای رفع اشکالات و نواقص سعی در پوشاندن آنها می کنند و گاه به خاطر همین شیوۀ غلط از بدترین و خطاکار ترین عوامل زیر دست خود حمایت و جانبداری می نمایند . کیست که نداند در حال حاضر حرکت فرهنگ و هنر در جهت احیای وضعیت گذشته و تطهیر چهرۀ مشوّه و زشت آنست . کیست که نداند سینما و تلویزیون ، انقلاب و مذهب را مزاحم آرزوها و اهداف و حرکت خود می داند و مسئولین به جای اصلاح وضعیت موجود هر روز برای عوامل همین سینما و تلویزیون بزرگداشت می گیرند و از آنها تجلیل می کنند . زناکار را توجیه کرده ، خطای او را می پوشانند و پس از بارها ممانعت از کار کردن دوباره دعوت به کار می کنند . از آثاری که تخریب اسلام و انقلاب را دارند حمایت می کنند .

در این سینما و تلویزیون که جمهوری اسلامی آن را مدیریت می کند ، موزه برای سینمائی می سازند که در زمان انقلاب مردم آنرا به آتش کشیدند و از آن سینما و عواملش پاسداری و قدردانی می کنند .

شاید حق دارند . شاید به خاطر اینکه جایگزینی برای این میراث ناخواسته به ارث رسیده از زمان شاه ندارند . نه قرآنی نه اسلامی نه ولایتی و امامتی چیزی ندارند تا محتوا و ماهیت این ارثیه ناخواسته را تغییر دهند !!! به همین دلیل تنها راه چاره ، حراست و نگهداری و حمایت از آن است نه تغییر و اصلاح آن .  

فرج ا... سلحشور

 

نوشته شده توسط جعفرى در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386

لينك مطلب

} نکات مهم در ساخت سریالها و فیلمهای مذهبی {

 

1. سناریو باید توسط گروهی متشکل ار مشاوران مذهبی و تکنیکی و شورای نقد و بررسی و گروه تحقیق نوشته شود . نگارش سناریوی مذهبی توسط یک نفر ، سبک شمردن و بها ندادن به اسلام است .

2. سناریو باید از روی قرآن و روایات معصومین نوشته شود آنهم توسط نویسنده ای اسلام شناس و عامل به اسلام . اعمال نظرات شخصی در سناریوی مذهبی بدعت و گناه است .

3. از ابتدا باید سناریو کامل و تصویب شده باشد . نه اینکه در هین کار سناریو نوشته شود . سناریوی نیمه کاره موجب بی نظمی در گروه و طولانی شدن زمان فیلمبرداری می گردد .

4.  برنامه ریزی درست و مشخص بودن مکانها و زمانها و تکالیف افراد و اعمال برنامه ریزی با همۀ توان ، و اجبار گروه به رعایت برنامه ریزی .

5. تهیه کننده و کارگردان باید معتقد به مذهب باشند و از شعور و شناخت معقول و مقبول بهره مند باشند تا در گروه نسبت به مسئولین ، ایجاد باور و اعتماد کنند . گروهی که نویسنده و کارگردان و تهیه کننده را باور نداشته باشند از او اطاعت نخواهند کرد . 

6. باید عوامل اصلی گروه مثل : مدیر تولید . مدیر تدارکات . دستیار اول کارگردان . منشی صحنه . مشاور کارگردان . مدیر فیلمبرداری . طراح صحنه و لباس . مدیر هنری . برنامه ریز و صدابردار و عکاس و غیره ... انسانهای مذهبی و معتقد باشند .

7.  انتخاب بازیگران از میان کسانی باشد که اگر عامل و معتقد به مذهب نیستند لااقل با مذهب بیگانه نباشند و به فساد و گناه اشتهار نداشته باشند .

8.  بازیگران متکبر و پرنخوت برای آثار مذهبی مناسب نیستند ؛ چراکه تمام نظم گروه و رفاقت و همدلی بین آنها را از بین خواهند برد .

9.  شئونات مذهبی اعم از حجاب ، اخلاق ، ادب ، احترام و عدم اختلاط زن و مرد باید رعایت گردد . با متخلفین بعد از تذکر برخورد شود .

10.            برگزاری نماز جماعت و داشتن روحانی و نماز اول وقت از واجبات و مایۀ دمیدن روحیۀ مذهبی در گروه و جلب عنایات الهی است .

11.            خواندن قرآن و دعا در آغاز فیلمبرداری و داشتن وضو تأثیر بسیاری در ایجاد فضاهای سالم و مذهبی دارد . و در روحیۀ گروه و ایجاد فضای سالم مؤثر می باشد .

12.            بین افراد باید به عدالت رفتار کرد . خصوصاً افراد ضعیف و دون پایه ها بیشتر مورد محبت قرار گیرند .

13.            همه یک غذا بخورند و در پذیرائی نباید تبعیض قائل شد .

14.            همه از بزرگ کوچک یک جا و در کنار یکدیگر باید غذا صرف کنند تا همدلی و الفت بین افراد بیشتر شود .

15.        مشکلاتی که بروز می کند با روش کدخدا منشی و نصیحت و بیشتر از طریق مسئولین گروه ها حل و فصل شود و در صورت بالا گرفتن اختلاف به تهیه کننده و کارگردان منتقل شود .

16.            تهیه کننده باید چشم و گوشهای منصف و عادلی داشته باشد که در جریان ریز امور قرار گیرد تا بتواند در مواقع ضروری واکنش مناسب نشان دهد .

17.            ممانعت از ستم مسئولین گروه ها به زیردستان و ممانعت از تضییع حقوق افراد که باعث دلبستگی گروه به هدف مشترکی است که انجام می دهند .

18.            رعایت شئونات اسلامی در طراحی لباس بازیگران .

19.            جلوگیری از کشیدن سیگار و ممانعت از گسترش این عیب در بین گروه .

20.            رعایت حجاب اسلامی و آرایش و غیره ... در بازیگران و عوامل پشت صحنه .

21.        پرداخت عیدی و هدیه در اعیاد بسیار سازنده است و در گروه روحیۀ مثبت می دهد بخصوص به نیازمندان و دون به موقع حقوق افراد ، آنها را دلگرم و امیدوار می کند و روحیۀ تعهد را در آنها زنده می کند .

22.            بر آوردن نیازهای ضروری افراد مضطر و رفع گرفتاریهای گروه بسیار مهم است . نباید به نیاز مضطرین بی توجه بود .

23.            پایه ها .

24.            اخراج عواملی که قصد هماهنگی با گروه را ندارند و به اخلاق و رفتار سینمای غیر مذهبی عادت کرده اند و قصد اصلاح و تغییر خود را هم ندارند .

25.            تهیه کننده و کارگردان در عین با محبت و مهربان بودن باید جدی و قاطع باشد تا کسی جرأت تخلّف نداشته باشد .

26.        در هفته یک روز و در ماه نیز یک روز باید گروه مرخصی برود و استراحت کند که برای کار انرژی لازم را داشته باشد . فشار کار در فیلمبرداری آثار طولانی مدت گروه را خسته می کند . 

27.            دادن پاداش و تشویقی به کسانی که لایق آن هستند و برای هرچه بهتر شدن کار تلاش می کنند بسیار ضروری و سازنده است .

28.            تنبیه « مناسب » برای کسانی که موجب اخلال در نظم و کوتاهی در انجام وظیفه یا تخلفات دیگر می شوند.

29.            ایجاد فضای دوستانه و صمیمی در بین گروه .

30.        ایجاد باور و اعتماد و اعتقاد نسبت به سریال در بین افراد گروه . با برشمردن جنبه های مثبت و                ویژگی های سازندۀ آثار قرآنی و مذهبی و تذکر خیر و برکت مادی و معنوی اینگونه آثار .    

 

* اگر موارد فوق در یک سریال مذهبی رعایت گردد بی شک عنایات الهی هم شامل حال این گروه شده و اثری مورد تأیید خداوند و بنده های او ساخته خواهد شد . در غیر این صورت توقع اثری مثبت و تأثیرگذار توقعی بی جاست . 

 

                                                                                                                                                    والسلام علیکم و رحمة ا...

 

 

نوشته شده توسط جعفرى در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386

لينك مطلب

بسمه تعالی

 

در بزرگداشت دهمین سالگرد رحلت امام خمینی رضوان ا... تعالی علیه آرم این بزرگداشت شبیه چراغدان هفت شعلۀ یهود طراحی شده بود . این را فریاد کردیم و به چندین نفر از مسئولین و هنرمندان گفتیم ، همه فهمیدند اما کاری نکردند و چندی پیش شنیدم که طراح این آرم به اسرائیل گریخته است و از آنجا تماس گرفته و به ساده لوحی ما خندیده است .

هجده سال از رحلت امام رضوان ا... تعالی گذشته ، در این مدت حرم امام رضا u که ده برابر حرم امام خمینی است خیلی اصیل با معماری شیعی بسیار زیبا گسترش یافته حرم حضرت عبدالعظیم  رحمه ا... علیه و ده ها مسجد و امام زاده به زیباترین شکل ساخته و آماده بهره بردای شده است و از آن جمله است مصلی بزرگ تهران که چندین برابر حرم امام خمینی است اگرچه با ضعف های بسیار در طراحی و معماری اما به هرحال ساخته شده . متأسفانه مرقد امام هنوز به درستی آغاز هم نشده و اگر به همین منوال ادامه یابد در هجده سال آینده هم ساخته نخواهد شد . حقیر چندی پیش برای زیارت آن حضرت رفته بودم که متأسفانه دیدم که داخل مرقد امام شبیه یک کارخانه است تا یک امام زاده . هر طرف می نگریم فقط لوله هائی را می بینیم که فضا را پر کرده اند . چند ستون سیمانی هم زده اند که هیچ شباهتی به معماری شیعه ندارد .  امیدواریم در آینده شبیه شوند .

بخشی از معماری این مرقد مطهر که در اوائل احداث بنا ساخته شده اند شباحتی به معماری شیعی و عرفانی ما دارند اما هرآنچه بعداً ساخته شده گویا به عمد تلاش می شود که این بنا به هر چیزی شبیه شود الاّ امام زاده یا یک مکان مقدس . چند سال پیش هم گنبدهایی را به مجموعه گنبدهای سنتی افزودند که به قصر دراکولا خون آشام خرافاتی مسیحی بیشتر شبیه است تا به گنبد یک مکان مذهبی اسلامی . ظاهراً گفته اند شبیه خیمه است . خیمه ای که در همۀ دنیا مورد استفاده است . می تواند سمبل ما باشد ؟ آیا عرفای گذشته عقلشان به این مبتکران نمی رسید که از خیمه برای معماری شیعه استفاده کنند . فضای خارجی ساختمانها به جز گلدسته ها و گنبدهای قدیمی درون حیاط ها شبیه معماری شیعه است اما بیرون آنها به معماری بیزانس و مقداری هم تخت جمشید شبیه است . هر روز شکل ساختمانها بیشتر تغییر می کند هر روز خرجهای بیشتر تراشیده می شود . هر روز زمین های بیشتری به املاک متعلق به مرقد اضافه می شود . گویا دستهائی در کار است که نگذارد این مرقد مطهر شکل بگیرد و آن امامی که دنیا را به لرزه درآورد در کشور خود محدود و مدفون شود . و این الگو تکثیر نیابد و این امام زاده ملجع و پناهگاه همۀ آزاده های جهان شود . این ها مطالبی است که با یک نگاه سطحی نیز می توان فهمید . امیدوارم با تحقیق بیشتر اشکالات بیشتری آشکار نشود ...

حقیر به عنوان یک هنرمند مسلمان نمی توانم و نباید در مورد مسائلی که می بینم بی تفاوت باشم . امیدوارم این مطلب به عنوان ادای تکلیف تلقی شود ولاغیر ...       

خداوند سایه شما را بر سر مسلمین جهان مستدام بدارد .

 

نوشته شده توسط جعفرى در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386

لينك مطلب

بسمه تعالی

                                                                           

مجرای ورودی هنرمند به وادی هنر و مجرای ورودی و انتخاب ورزشکار بخصوص فوتبالیست به وادی ورزش مبادی ناباب و نامناسبی است . مسئولین جمهوری اسلامی عزیز چه بخواهند و چه نخواهند هنرمندان و ورزشکاران خصوصاً فوتبالیستها الگوی جامعه مخصوصاً جوانان هستند . در حالیکه بسیاری از این الگوها از نظر اخلاق و ایمان بسیار متزلزل هستند . چرا نباید در دانشکده های هنری و دانشکده های ورزشی و باشگاهها ملاک و معیاری مکتبی و درست برای انتخاب هنرمند وورزشکار مشخص و تبیین شود ؟

اگر از عده ای معدود از این الگوها بگذریم باقی آنها باعث عقب ماندگی و سقوط جوانان ما می شوند .  چه کسی باید این الگوها را اصلاح کند . آیا امور اقتصادی . نظامی . سیاسی و ... مهم تر است یا ایمان و اخلاق و الگوسازی در جامعه . حضور الگوهای نامناسب در دو مورد فوق یا از ناتوانی مسئولین است یا از ناآگاهی آنها به تأثیر الگو در جامعه . یا از تسلیم آنها در برابر جو حاکم بر هنر و ورزش ناشی می شود . یا همدست و هم فکر جریان منحرف و منحط موجود هستند .

بیایید مبادی ورودی به ورزش و هنر را اصلاح کنیم . شاید با ایجاد مدیریت واحد در بخش فرهنگ و هنر و یا مرکزیت واحد تصمیم گیری برای امور ورزش بتوان کاری کرد . این تعدد مراکز تصمیم گیری در هنر و ورزش هیچگاه نخواهد گذاشت این دو مقوله سامان بگیرند .    

نوشته شده توسط جعفرى در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386

لينك مطلب

بسمه تعالی

 

امام خمینی : هر اصلاحی نقطه اولش خود انسان است . هر اصلاحی ابتدایش از خود انسان آغاز می شود . یک انسان پیش از آنکه به فکر تولید اثری برای شهرت و کسب محبوبیت و رسیدن به آمال دنیائی باشد باید به فکر خودسازی باشد .

ممکن است هنرمند باورش شده باشد که می تواند دیگران را با آثارش هدایت کند و مربی و راهنمای جامعه باشد . این تصوری غلط و خودپسندانه است .

هنرمند ابتدا باید به فکر ساخته شدن و هدایت خود باشد و او باید ابتدا نوری در درون خود روشن کند ابتدا خودش باید آدم باشد . و اگر چنین اتفاقی بیفتد ، لاجرم دیگران هم از نور و حرارت آن چراغدان استفاده خواهند کرد و اگر

چراغی را هنرمند در درون خود نیفروزد چیزی برای روشن شدن راه دیگران و حرارتی برای گرم شدن دیگران وجود ندارد .

هنرمند پیش از اینکه به فکر هدایت دیگران بشد باید به فکر خدمت به دیگران و خدمت به خدا و دین خدا باشد . نه اینکه به فکر هدایت دیگران باشد . هدایت کردن ، کار انبیاء و اولیاء الهیست . امثال ما خیلی توفیق بیابیم    می توانیم ابتدا به خودمان خدمت کنیم سپس خدمتکاری دیگران را بکنیم .

از خدا می خواهیم که همیشه توفیق خدمتگذاری به خود و بندگانش را به ما عنایت فرماید .   

 

نوشته شده توسط جعفرى در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386

لينك مطلب


درباره وبلاگ

تازه ترین مطالب fsalahshur
موضوعات
آرشیو
نویسنده
لینکدونی
پیوندها
جستجو
آمار و امکانات دیگر
»افراد آنلاين:
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin


Google PageRank 
Checker - Page Rank Calculator

Add to Technorati